گروهى از نويسندگان
مرآت المحققين شبسترى 56
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )
فلك زحل و فلك ديگر را فلك مشترى و ديگر فلك مريخ و فلك شمس و فلك زهره و فلك عطارد و ديگر فلك قمر و عقل فلك قمر را عقل فعّال نامند و نفس او را واهب الصور خوانند و بعد از اين افلاك عناصر اربعه است يعنى آتش و باد و خاك و آب پيدا شد و از امتزاج افلاك انجم پيدا شد و بعد از آن بامر حق كواكب و افلاك عناصر را درهم سرشتند و از امتزاج ايشان مواليد پيدا شد يعنى معادن و نباتات و حيوانات و بعد از اين مجموع انسان پيدا شد و هرچه در اين عالم به تاثير كواكب باشد بامر حق تعالى بود كواكب بندگان حضرت اللهاند كه شب و روز مسخر اويند و بفرمان او كار مىكنند كقوله تعالى وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ و ترتيب عناصر چنانست كه اول كره آتش است و در جوف او كره هوا و بعد از آن آب و بعد از آن خاك و دليل آنكه آتش را ميل به طرف بالاست چنان كه در شمعها و چراغها و غير آن مشاهده مىكنيم و ديگر چون نفّاطان آتشبازى مىكنند آتش آتش آن جسم را كه در او مىافتد بالاى هوا مىبرد و مكان هوا بالاى آبست بدان دليل كه اگر مشكى را پرباد كنند و در زير آب بدارند قرار نمىگيرد و در بالاى آب مىآيد و مكان آب بالاى خاكست دليل آنكه اگر سنگ و كلوخ را چون در بالاى